تبليغاتX
شهيدان را شهيدان مي شناسند دوکوهه
دوکوهه
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 توسط عاشق شهدا
شناسه خبر: 5381598



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 توسط عاشق شهدا
برادران و خواهران حزب الهی را به تقوا و صبر سفارش می کنم.



نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 توسط عاشق شهدا
سالروز میلاد رهبر کبیر انقلاب امام خمینی عزیز بر همگان مبارک.



نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 توسط عاشق شهدا
حضرت زهرا(س) می فرمایند: بهترین چیز برای حفظ شخصیت زن آن است که مردی را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.

بحار الانوار ج 43



نوشته شده در تاریخ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 توسط عاشق شهدا
به وبلاگ محیط زیست میراث بازمانده بشری سری بزنید. (وبلاگی متفاوت و آموزنده)

   آدرسhttp://mohitezist-z.blogfa.com




نوشته شده در تاریخ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 توسط عاشق شهدا
از شما میخواهم که همیشه به یاد خدا باشید.



نوشته شده در تاریخ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 توسط عاشق شهدا
نگاه به گذشته و شکر خدا نگاه به اطراف و جستجوی خدا نگاه به درون و دیدن خدا

لحظه هایتان سرشار از بوی خدا



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 توسط عاشق شهدا

 

hrl3f6gikg9d471b1i0.jpg

در این شهر صدای پای مردمیست که همچنانکه تو را میبوسند،

طناب دار تو را میبافند،مردمی که صادقانه دروغ میگویند و خالصانه به تو خیانت میکنند،

در این شهر هر چه تنهاتر باشی پیروزتری...

فک میکنم اینجا برا آشنایی جای مفیدی باشه تا پارک و کوچه و خیابون

http://www.2hamsan.com



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 توسط عاشق شهدا
انشاالله فردا همگی در انتخابات شرکت میکنیم چون کشورمون،انقلابمون و رهبرمون را دوست داریم وانقلابمون و این آزادی که داریم به این راحتی ها بدست نیومده.چشم دشمن داره ما رو نگاه میکنه برای تو دهنی به دشمنان کشور و نظاممون حتما تو انتخابات شرکت میکنیم. روح شهدای عزیز همچون احمدی روشن ها و شهدای گرانقدر دیگر نیز شاد میشه.

((وعده ما پای صندوق های رای))



نوشته شده در تاریخ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 توسط عاشق شهدا
اگه بخواهید یه تجربه ای که تو زندگیتون کسب کردید را برامون بگید تا ازش تو زندگیمون استفاده کنیم چی میگید؟

نوشته شده در تاریخ شنبه نهم اردیبهشت 1391 توسط عاشق شهدا
تازه با هم رفیق شده بودیم؛ خیلی با محبت و بی غل و غش بود. با اینکه از حجابش خوشم می آمد، اما تنبلی می کردم چادر روی سرم باشد. یک روز که برای درس خواندن آمده بود خانه ما، همراه خودش چند تا شکلات با بسته بندی های زیبا هم آورده بود. دو تا از آنها را به من داد، خودش هم یکی از شکلات ها را باز کرد و گذاشت وسط بشقاب.

چند لحظه ای از درس خواندمان نگذشته بود که دو تا مگس مزاحم، سرو کله شان پیدا شد و یک راست رفتند سراغ شکلاتی که بدون بسته بندی بود. من تلاش کردم مگس ها را فراری بدهم، ولی کوثر خیلی آرام گفت: "تقصیر خودشه. تا خودش را نپوشاند، مگس ها رهایش نمی کنند."

فهمیدم که می خواهد غیرمستقیم، به من درس حجاب بدهد و بگوید: "مگس ها کاری ندارند که تو به خاطر تنبلی حجاب نداری آنها کارشان مزاحمت است و فقط به ظاهر نگاه می کنند؛ پس من و تو باید خیلی به حجاب ظاهرمان برسیم."

مهرش بیشتر از قبل در دلم افتاده، تا به حال نهی از منکر به این قشنگی ندیده بودم.......... تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

(برگرفته از وبلاگ آوای یاس)

{مجله ی امان، شماره ۳۰، ح.محمودی}



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 توسط عاشق شهدا
 

پیش از اینها فكر می كردم خدا 

خانه ای دارد میان ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها

خشتی از الماس و خشتی از طلا

پایه های برجش از عاج و بلور

بر سر تختی نشسته با غرور

ماه، برق كوچكی از تاج او

هر ستاره،پولكی از تاج او

اطلس پیراهن او، آسمان

نقشِ روی دامن او، كهكشان

رعد و برق شب، طنین خنده اش

سیل و طوفان، نعره ی توفنده اش

دكمه ی پیراهن او ، آفتاب

برق تیغ و خنجر او ، ماهتاب

هیچ كس از جای او آگاه نیست

هیچ كس را در حضورش راه نیست

پیش از اینها خاطرم دلگیر بود

از خـــــدا ، در ذهنم این تصویر بود

آن خدا بی رحم بود و خشمگین

خانه اش در آسمان ، دور از زمین

بود ، اما در میان ما  نبود

مهربان و ساده و زیبا نبود

در دل او دوستی جایی نداشت

مهربانی هیچ معنایی نداشت

هر چه می پرسیدم ، از خود ، از خدا

از زمین ، از آسمان ، از ابرها.

زود می گفتند:این كار خداست

پرس و جو از كار او كاری خطاست

هر چه می پرسی ،جوابش آتش است

آب اگر خوردی، عذابش آتش است

تا ببندی چشم كورت می كند

تا شدی نزدیك ، دورت می كند

كج گشودی دست ، سنگت می كند

كج نهادی پای ، لنگت می كند

تا خطا كردی ، عذابت می كند

در میان آتش ، آبت می كند...

با همین قصه ، دلم مشغول بود

خواب هایم ، خواب دیو و غول بود

خوب می دیدم كه غرق آتشم

در دهان شعله های سر كشم

در دهان اژدهایی خشمگین

بر سرم بارانِ گُرزِ آتشین

محو می شد نعره هایم ، بی صدا

در طنین خنده ی خشمِ خدا...

نیت من ، در نماز و در دعا

ترس بود و وحشت از خشم خدا

هر چه می كردم ، همه از ترس بود

مثل از بر كردن یك درس بود

مثل تمرین حساب و هندسه

مثل تنبیه مدیر مدرســــــه

تلخ ،  مثل خنده ای بی حوصله

سخت، مثل حلِّ صدها مسئله

مثل تكلیف ریاضی سخت بود

مثل صرفِ فعل ماضی سخت بود

تا كه یك شب دست در دست پدر

راه افتادم به قصد یك سفر

در میان راه ، در یك روستا

خانه ای دیدم ، خوب و آشنا

زود پرسیدم : پدر ، اینجا كجاست؟

گفت: اینجا خانه ی خوب خداست!

گفت اینجا می شود یك لحظه ماند

گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند

با وضویی ، دست و رویی تازه كرد

با دل خود، گفت و گویی تازه كرد

گفتمش: پس آن خدای خشمگین

خانه اش این جاست؟ این جا ، در زمین؟

گفت : آری، خانه ی او بی ریاست

فرش هایش از گلیم و بوریاست

مهربان و ساده و بی كینه است

مثل نوری در دل آیینه است

عادت او نیست خشم و دشمنی

نام او نور و نشانش روشنی

خشم، نامی از نشانی های اوست

حالتی از مهربانی های اوست

قهر او از آشتی، شیرین تر است

مثل قهرِ مهربانِ مادر است

دوستی را دوست، معنی می دهد

قهر ما با دوست، معنی می دهد

هیچ كس با دشمن خود، قهر نیست

قهری او هم نشان دوستی است...

تازه فهمیدم خدایم، این خداست

این خدای مهربان و آشناست

دوستی ، از من به من نزدیك تر

از رگ گردن به من نزدیك تر

آن خدای پیش از این را باد برد

نام او را هم دلم از یاد برد

آن خدا  مثل خیال و خواب بود

چون حبابی، نقش روی آب بود

می توانم بعد از این، با این خدا

دوست باشم، دوست، پاك و بی ریا

می توان با این خدا پرواز كرد

سفره ی دل را برایش باز كرد

می توان درباره گل حرف زد

صاف و ساده، مثل بلبل حرف زد

چكه چكه مثل باران راز گفت

با دو قطره ، صد هزاران راز گفت

می توان با او صمیمی حرف زد

مثل یاران قدیمی حرف زد

می توان تصنیفی از پرواز خواند

با الفبای سكوت آواز خواند

می توان مثل علف ها حرف زد

با زبانی بی الفبا حرف زد

می توان درباره هر چیز گفت

می توان شعری خیال انگیز گفت

مثل این شعر روان و آشنا:

«پیش از این ها فكر می كردم خدا...»



نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 توسط عاشق شهدا
 حضرت فاطمه سلام الله علیهما:هرکه عبادت خالص خود را به سوی پروردگار بالا فرستد، خداوند برترین مصلحت خود را به سوی او می فرستد.

( بحار الانوار ج71 ص184)



نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 توسط عاشق شهدا

ایام فاطمیه را خدمت همه شما بزرگواران تسلیت عرض میکنم. التماس دعا




نوشته شده در تاریخ شنبه دوازدهم فروردین 1391 توسط عاشق شهدا
با عرض سلام و ارادت و تقدیم مودت روز مبارک12 فروردین ماه سالروز تاسیس نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را تبریک عرض می نمایم، انشاالله مستدام باشید.

خدایا! سایه امام امت خامنه ای عزیز روحی فداه را بر سر ما مستدام بدار



قالب وبلاگ